خرید بک لینک
مادربزرگ می گفت: حرف سرد، مهر گرم رو از بین می بره. راست می گفت... حرف سرد حتی وسط چله تابستون هم لرزه می اندازد به تن آدم، چه برسد به این روزها که هوا خودش به اندازه ی کافی سرد است مثل چشم ها و دست های خیلی ها ... بگذارید به حساب پندهای پیرانه در میانسالگی اما حقیقت دارد که حرف سرد، مهر گرم رو از بین می بره، حرف های سردمان را قایم کنیم در پستوی دل، همان جا کنار قصه هایی که برای نگفتن داریم...

برچسب: حرف های سردار سلیمانی,حرف های سرد,حرف های سردار سلیمانی درمورد,حرف های سرد عشق,حرف های سردار سلیمانی به, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 20:13

باور کرده ام ... آنکس که وعده ی همیشه ماندن را می دهد، رفتنی تر است. به راستی چقدر شبیه اند به یکدیگر، عطرها و آدم ها ... هر کدام با بویی متفاوت... گرم، سرد، شیرین و تلخ... می گویند عطر را از فاصله ای نسبتا دور که بزنی بویش ماندگارتر است... راست گفته اند، آدم ها را نیز از دور دوست بداری، ماندنی ترند... گویی این روزها نزدیکی، لطف ماندن را کم می کند... مرا ببخش پدر که تا نزدیکم بودی وجود پر مهرت را حس نکردم مرا ببخش...

برچسب: مرا ببخش پدر,پدرم مرا ببخش, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 15:15

پاییز میرسد که مرا مبتلا کند با رنگهای تـازه مــرا آشنا کند پاییز میرسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند او میرسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچـــه را برملا کند او قول داده است که امسال از سفر اندوههــای تازه بیــارد، خـدا کند او میرسد که باز هم عاشق کند مرا او قـول داده است بـه قــولش وفا کند پاییز عاشق است، و راهی نمانده است جــز این کــه روز و شب بنشیند دعا کند شاید اثر کند، و خداوند فصل ها یک فصل را بخاطر او جا به جا کند ت

برچسب: پاییز شروع شد,پاییز شروع,شروع پاييز,شعر شروع پاییز,متن شروع پاییز,اس شروع پاییز,پیام شروع پاییز,تبریک شروع پاییز,پيامك شروع پاييز,sms شروع پاییز, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 0:16

مرد جوانی پدر پیرش مریض شد. چون وضع بیماری پیرمرد شدت گرفت، او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد. پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید، رهگذران از ترس واگیر داشتن بیماری و فرار از دردسر، روی خود را به سمت دیگری می چرخاندند و بی اعتنا به پیرمرد نالان، راه خود را می گرفتند و می رفتند. مرد مهربانی از آن جاده عبور می کرد. به محض اینکه پیرمرد را دید او را بر دوش گرفت تا ببرد و درمانش کند. یکی از رهگذران به طعنه به او گفت: " این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک، نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع

برچسب: چگونه به خودمان کمک کنیم, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 0:16

مرحوم شيخ مرتضی انصاری شاگردان زيادی را تربيت کرد. يکي از طلابی که در درس ايشان شرکت می کرد از لحاظ مالی خيلی در مضيقه بود. آن طلبه تصميم مي گيرد هر شب جمعه از نجف به کربلا برود و آقا امام حسين (ع) را زيارت کند. آن شب جمعه در کربلا از امام حسين (ع) درخواست می کند که دو چيز از شما می خواهم؛ يکی خانه و ديگری زن. آن طلبه گفت: اگر حاجت مرا در اين مدت ندهی شکايت تو را به پدرت علي (ع) خواهم کرد. اگر شب جمعه ديگر که به زيارت شما می آيم، نتيجه ای نگرفته باشم ديگر براي زيارتت نخواهم آمد. او پس از مراجعت به نجف اشرف، هفته ديگر بنا به رسم خودش به سوی کربلا رهسپا

برچسب: مبادا از یاد ببریم بهترینهای,مبادا برانی مرا از درت,دانلود آهنگ مبادا از فرشین, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 0:16

پدر پشت در، نقاب خنده هایش را می زند و غم هایش را در جیبش می ریزد و وارد خانه می شود. پدر دوست دارم هایش را با چشمانش می گوید چون عشق پدر همیشگی است. پدر سایبان لحظه های بارانی...چشمان پدر شعری است بارانی . پدر در تمام آیینه ها فریاد می زند، حال من خوب است. پدر ناراحتی هایش را پشت روزنامه پنهان می کند. پدر سرباز کهنه کار جبهه های روزگار . پدر برای من همیشه پدر خواهد ماند .

برچسب: پدرام کریمی,پدر خوب,پدر خوانده,پدر و مادر,پدر, فراهانی,پدرام شانه ساز,پدر سالار,پدر یعنی,پدر مرتضی پاشایی,پدر عمو پورنگ, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 0:16

صفحه بندی